مرتضى راوندى

132

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

آغاز كار شاهنامه ابو منصور معمّرى ، وزير ابو منصور محمد بن عبد الرزاق ، سپهسالار خراسان بود در آن ايام انديشهء احياى تاريخ ايران در بين ايرانيانى كه به استقلال كشور دلبستگى داشتند سخت رواج داشت ، به همين مناسبت سپهسالار خراسان گروهى از دانندگان تاريخ ايران كهن را براى تاليف شاهنامه گرد آورد و ابو منصور معمرى را به سرپرستى آنان برگزيد و او كار تدوين آن كتاب را در سال 346 هجرى ( 957 ميلادى ) به اتمام رسانيد و مقدمه‌اى بر آن نوشت كه در ميان آثار منثور فارسى از همه قديم‌تر است كلمات عربى آن بسيار نادر و شيوهء نگارش آن از بسيارى جهات به شيوهء نثر پهلوى نزديك است . در مقدمه بنياد كار شاهنامه چنين آمده است كه مأمون پسر هارون الرشيد ، يك روز با مهتران نشسته بود ، گفت : مردم بايد تا در اين جهانند بكوشند تا از خود يادگارى بگذارند . عبد الله پسر مقفع كه دبير او بود گفت : كه از كسرى انوشيروان چيزى مانده است كه از هيچ پادشاه نمانده است ؛ مأمون پرسيد : چه مانده ؟ گفت : نامه‌اى از هندوستان بياورد و برزويه طبيب آن را از زبان هندى به پهلوى بگردانيد و با اين كار خير ، نام او در جهان زنده ماند ، مامون آن نامه بخواست و به دبير خود دستور داد تا از زبان پهلوى به زبان تازى بگرداند ؛ چون نصر بن احمد ، اين سخن بشنيد ، شادمان شد و بلعمى وزير خويش را بر آن داشت تا آن كتاب نفيس را از زبان تازى به پارسى برگردانيد و از رودكى شاعر نيز خواست تا به نظم آن همت گمارد و با اين تدبير كليله و دمنه به‌دست خرد و بزرگ افتاد ، پس از آن نقاشان چينى تصاويرى برآن افزودند ، تا مردم بيشتر به خواندن و ديدن آن مايل شوند اينكه توضيح مطلب : ابو منصور سپهسالار خراسان ، مردى بود جاه‌طلب و بزرگ‌منش ، چون كار كليله و دمنه و نشان شاه خراسان بشنيد ، به دستيارى ابو منصور معمرى ، خداوندان كتب و دهقانان و فرزانگان را از شهرهاى بزرگ فراخواند و به گردآوردن اين نامه‌هاى شاهان و زندگانى هريكى ، از دادوبيداد و آشوب و جنگ و آيين و رسوم از كى نخستين « مراد كيومرث ، اولين شاه ايران است » كه آيين مردى آورد ، تا يزدگرد شهريار ، كه آخر ملوك عجم بود . و اين را شاهنامه نام نهادند ، تا خداوندان دانش‌اندران نگرند و فرهنگ شاهان و مهتران و فرزانگان و كاروساز پادشاهى و آيين‌هاى نيكو و داد و داورى و راندن كار ، و سپاه آراستن و رزم كردن و شهر گشادن و كين خواستن و شبيخون كردن و آزرم داشتن و خواستارى كردن ، اين‌همه را بدين نامه اندر بياورد و اين كار پرارج در محرم سال 346 از هجرت